صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
304
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
سخن گفته است ، و هيچ نوشتهء او خالى از ذكر و اشارهء به آن نيست . درج گفتههاى ابن عربى راجع به شرح ، تعريف و تحليل روح آسان نيست و تنها به آنچه در رسالهء اصطلاح الصوفيهء او آمده ، بسنده مىكنيم . وى تعريفى جامع و بليغ از روح ارائه مىدهد ؛ مىگويد : « روح در برابر آنكس كه علم غيب را به وجهى خاص به قلب القا مىكند ، اطلاق مىشود . » خانم دكتر سعاد الحكيم در استخراج متون پراكندهء ابن عربى ، به تعريفى از روح دست يافت كه از جهتى به بيان بيشتر آن مىافزايد و از سويى از رأى و اعتقادش فراتر نمىرود . او در المعجم الصوفى چنين مىگويد : « روح همان حصول استعداد از صورت متعادل براى قبول تجلّى دائم الهى است كه ازلى و ابدى است و منشأ اختلاف و كثرت صورتها در تجلّى واحد است . و « روح » از حيث حكم با « حيات » تفاوت دارد : « حيات » در همهء موجودات كه حكم دائمى دارند ، جارى است ، ولى « روح » حكم غير دائمى دارد . روح تعريفى ممتنع - كه كنه و حقيقت آن مشخص نيست - پيدا مىكند ؛ چون بنا به قول جنيد ، خداوند آن را به علم خويش برگزيده است . » آنچه كه مايهء جلب توجّه و دقّت و تأمّل است ، حديثى است كه بيهقى از امام على ( ع ) در بيان وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ روايت كرده است ؛ حضرت مىفرمايد : « آن ، فرشتهاى از فرشتگان است ، و هفتاد هزار چهره دارد ، و هر چهره هم هفتاد هزار لسان ، و هر لسان هم هفتاد هزار زبان ، و به آن زبانها خداوند را تسبيح مىكند و از هر تسبيح او فرشتهاى خلق مىشود و با فرشتگان به سوى قيامت پرواز مىكنند . » و يا آنچه را كه با استناد به ابن عبّاس روايت كرده است ، كه مىگفت : « روح امرى از جانب پروردگار است و خلقى از مخلوقات او و آنها را بر صورت آدمى آفريده است . و فرشتهاى از آسمان نازل نمىشود ، مگر اين كه با او يكى از اين روحهاست . » خوب است در اين گفتهء ايشان هم دقّت داشته باشيم كه گفت : « بيشتر اهل تأويل بر اين اعتقادند كه از روحى كه حيات جسم به آن است ، پرسيدند و برخى از آنها گفتهاند : آنها از كيفيّت روح و رفتار او در بدن و كيفيّت آميزش آن با جسم و ارتباط حيات با آن پرسيدهاند و اين چيزى است كه تنها خداوند از آن آگاه است . »